به گزارش “راهبرد انرژی“، سخنگوی دولت چهاردهم روز سهشنبه هفتم مهرماه ۱۴۰۵ در نشست خبری خود درباره احتمال کمبود گاز در استانهای شمالی کشور در زمستان هشدار داد. فاطمه مهاجرانی با اشاره به آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی در جریان جنگ رمضان گفت که در نتیجه این حملات، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت گاز از دست رفته و تلاش دولت بر این است که حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت را به مدار بازگرداند.
این اظهارات، بار دیگر مساله ناترازی انرژی را به یکی از مهمترین دغدغههای افکار عمومی تبدیل کرده است؛ اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کمبود گاز، برق و سوخت در ایران فقط نتیجه جنگ و آسیب به زیرساختهای انرژی است؟
پاسخ را باید فراتر از تحولات ماههای اخیر جستوجو کرد.
ناترازی انرژی از چه زمانی آغاز شد؟
قطع گاز، خاموشی برق و کمبود سوخت، مشکلاتی نیستند که تنها پس از جنگ پدید آمده باشند. ایران پیش از جنگ نیز بارها با محدودیت گاز و برق و مشکلات تأمین سوخت روبهرو شده بود.
ریشه بخشی از این مشکلات به سالهایی بازمیگردد که ساختار صنعت نفت و انرژی کشور دستخوش تغییرات گسترده شد و بخشهایی از این صنعت از مسیرهای مختلف به مجموعههای دولتی، شبهدولتی و نهادهای وابسته واگذار شدند.
در این میان، موضوع نحوه واگذاری پروژههای بزرگ، کیفیت مدیریت، میزان سرمایهگذاری، دسترسی به فناوریهای جدید و خروج یا کنار گذاشته شدن بخشی از نیروهای متخصص صنعت نفت، همگی نیازمند بررسی جدی هستند.
حذف حدود ۱۲ هزار کارشناس باتجربه و متخصص و نزدیک به ۳۵۰ مدیر ارشد صنعت نفت در دولت دهم، یکی از نقاط عطف این روند است؛ تغییری که زمینه را برای حضور نیروهای کمتجربهتر در مدیریت صنعت انرژی فراهم کرد.
پارس جنوبی؛ مهمترین آزمون صنعت گاز ایران
در میان پروژههای بزرگ صنعت نفت و گاز، پارس جنوبی جایگاه ویژهای دارد. این میدان مشترک میان ایران و قطر، یکی از مهمترین منابع گازی منطقه است و بخش قابل توجهی از نیاز گازی ایران را تأمین میکند.
با اینحال، ایران و قطر توسعه بخشهای خود از این میدان را با فاصله زمانی آغاز کردند. قطر بهرهبرداری از منابع خود را در سال ۱۹۹۰ آغاز کرد، در حالیکه نخستین فاز بخش ایرانی پارس جنوبی در سال ۲۰۰۱ به بهرهبرداری رسید.
این فاصله زمانی، اهمیت سرمایهگذاری، فناوری و سرعت اجرای پروژههای توسعهای را نشان میدهد؛ موضوعی که امروز نیز با توجه به افزایش مصرف داخلی و کاهش توان تولید برخی میادین، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
قراردادهای بزرگ و بحث واگذاری پروژهها
در خردادماه ۱۳۸۹، قراردادهای توسعه شش فاز پارس جنوبی به کنسرسیومی متشکل از وزارت نفت، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، شرکت پتروپارس و قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا واگذار شد.
این قراردادها در شرایطی منعقد شد که شرکتهای خارجی، از جمله رویال داچ شل و رپسول اسپانیا، به دلیل شرایط تحریمی و سیاسی از مشارکت در برخی پروژههای پارس جنوبی فاصله گرفته بودند.
ارزش این قراردادها بیش از ۲۱ میلیارد دلار اعلام شده بود و قرار بود عملیات اجرایی آنها در مدت ۳۵ ماه انجام شود. واگذاری چنین پروژههایی به مجموعههای داخلی، در آن مقطع بهعنوان راهی برای ادامه توسعه پارس جنوبی در شرایط تحریم مطرح شد؛ با اینحال، نحوه واگذاری و توان اجرایی و مالی پیمانکاران، محل بحث و انتقاد نیز بود.
ماجرای فازهای ۱۵ و ۱۶
یکی از نمونههای قابل بررسی، قرارداد توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی است. در تیرماه ۱۳۸۹ گزارشهایی درباره کنارهگیری قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا از ادامه اجرای این پروژه منتشر شد. در آن زمان، وزارت نفت اعلام کرد که خروج قرارگاه مانعی برای ادامه پروژه ایجاد نخواهد کرد و عملیات با ترکیب جدید کنسرسیوم ادامه مییابد.
اما درباره علت دقیق این کنارهگیری، ابهامهایی باقی ماند. در گزارشهای آن دوره، مشکلات مالی یکی از مسائل اصلی مطرحشده بود. قرارگاه بر اساس قرارداد خود متعهد شده بود منابع مالی مورد نیاز پروژه را از طریق فاینانس و سرمایهگذاری خارجی تأمین کند؛ اما تحریمها دسترسی به این منابع را دشوار کرده بود.
تلاشهایی نیز برای تأمین مالی از محل حساب ذخیره ارزی و دریافت تسهیلات بانکی انجام شد، اما بنا بر روایت مطرحشده در متن، مساله تأمین مالی همچنان حل نشد و پرسشهایی درباره دلایل واقعی عدم پیشرفت پروژه باقی ماند.
ارزش قرارداد توسعه فازهای ۱۵ و ۱۶ در آن زمان حدود ۲.۱ میلیارد دلار اعلام شده بود و برای این پروژه تولید روزانه حدود ۵۰ میلیون مترمکعب گاز طبیعی، ۸۰ هزار بشکه میعانات گازی و مقادیر قابل توجهی گوگرد و گازهای دیگر پیشبینی شده بود.
تحریم؛ عامل تشدیدکننده، نه تمام ماجرا
واقعیت اینست که تحریمها طی سالهای گذشته دسترسی ایران به سرمایه، فناوری و تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت و گاز را محدود کردهاند. خروج شرکتهای بینالمللی از برخی پروژهها نیز در مواردی موجب شد اجرای طرحها با دشواری بیشتری مواجه شود.
اما اگر امروز با کمبود گاز، برق و سوخت روبهرو هستیم، نمیتوان همه مشکلات را صرفاً به تحریم یا جنگ نسبت داد.
ناترازی انرژی حاصل مجموعهای از عوامل است: محدودیت سرمایهگذاری، دشواری دسترسی به فناوری، رشد مصرف، فرسودگی بخشی از زیرساختها، کاهش توان تولید برخی میادین و البته تصمیمهای مدیریتی و سیاستگذاری در سالهای گذشته.
به همین دلیل، جنگ میتواند ناترازی موجود را تشدید کند، اما لزوماً نمیتوان آن را منشأ تمام مشکلات امروز دانست.
پرسش اصلی درباره آینده انرژی ایران
امروز جامعه بیش از هر زمان دیگری با یک پرسش ساده اما مهم روبهروست: چرا کشوری با چنین ذخایر عظیم نفت و گاز، باید نگران تأمین گاز زمستانی، برق تابستانی و حتی تأمین پایدار سوخت باشد؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان فقط در اتفاقات چند ماه اخیر پیدا کرد. باید عملکرد چند دهه گذشته صنعت نفت و انرژی، نحوه واگذاری پروژهها، میزان سرمایهگذاری، کیفیت مدیریت، وضعیت قراردادهای نفت و گاز، آثار تحریمها و همچنین تغییرات ساختاری در صنعت انرژی بهصورت شفاف بررسی شود.
پارس جنوبی نمونه روشنی از اهمیت زمان، سرمایه و فناوری در صنعت گاز است. هر سال تأخیر در توسعه میادین مشترک یا کاهش سرمایهگذاری در نگهداشت و افزایش تولید، میتواند در سالهای بعد خود را در قالب کاهش تولید و افزایش ناترازی نشان دهد.
از جنگ عبور کنیم، اما گذشته را فراموش نکنیم
آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی در جریان جنگ، موضوعی جدی است و بازسازی آنها به منابع مالی و زمان نیاز دارد. اما حل بحران انرژی ایران فقط با بازسازی تأسیسات آسیبدیده امکانپذیر نیست.
کشور به یک برنامه بلندمدت برای سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز، استفاده از فناوریهای نوین، افزایش بهرهوری، کاهش اتلاف انرژی، توسعه میادین مشترک و اصلاح ساختار مدیریت انرژی نیاز دارد.
در کنار این اقدامات، بررسی دقیق تصمیمهای گذشته نیز ضروری است؛ نه با هدف تسویهحساب سیاسی، بلکه برای آنکه اشتباهات تکرار نشوند.
اگر امروز از «ناترازی انرژی» سخن میگوییم، باید هم سهم جنگ و تحریم را دید و هم تصمیمهایی را که طی سالهای گذشته ظرفیت تولید و سرمایهگذاری صنعت انرژی را تحت تأثیر قرار دادهاند.
جنگ ممکن است بحران انرژی را تشدید کرده باشد؛ اما برای فهمیدن ریشه ناترازی، باید سالها قبل از جنگ را نیز دید. این شاید مهمترین پرسشی باشد که امروز باید درباره آینده انرژی ایران پاسخ داده شود.